عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

231

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

635 تكاد تميد الأرض بالنّاس إن رأوا * لعمرو بن هند غضبة و هو عاتب 636 هو الشّمس راقت يوم سعد فافضلت * على كلّ ضوء و الملوك كواكب گفت : « گويى لقمه‌اى از سنگ به كام جعفر وارد ساختم ، و هارون الرشيد از فرط خوشحالى از بالاى تختش به جنب و جوش آمد ، و از شدّت تعجّب و خوشحالى نزديك بود به پرواز درآيد ، و گفت : « اى اصمعى ، اكنون آنچه گزينش من بر آن قرار گرفته بشنو » گفتم : « امير المؤمنين بايد بگويد ، خداى توفيقش را نيكو گرداند » رشيد گفت : « سه بيت شعر بر من مشخّص شده كه به خداى سوگند ياد مىكنم ، كه با يكى از آنها گوى سبقت را مىربايم » ، يحيى گفت : « اى امير مؤمنان ! بر همّت خود خوار بشمار كه خداى از چيزى جز برترى تو امتناع دارد » سپس هارون الرشيد گفت : « آيا تشبيهى با پست‌ترين و كوچك‌ترين و ناچيزترين مشبّه ، در بهترين جلوگاه ، بزرگتر و عظيم‌تر از تشبيه عنتره سراغ دارى ؟ ؛ تشبيهى كه هيچ پيشى جوينده‌اى ، در آن تشبيه بر وى پيشى نجسته ، و نه هيچ طمع‌ورزنده‌اى در برابرى با آن طمع ورزيده است ، و آن ، هنگامى است كه براى مگس بوستان دلباز تشبيه آورده در اين شعر : [ از بحر كامل ] 637 و خلا الذباب بها فليس ببارح * غردا كفعل الشّارب المترنّم 638 هزجا يحكّ ذراعه بذراعه * قدح المكبّ على الزّناد الأجذم « 162 » سپس گفت : « اين تشبيه از تشبيهات عقيم است » گفتم : « چنان است آرى امير مؤمنان ! و به بزرگواريت سوگند ياد مىكنم كه نشنيدم كسى شعرى را به نيكوتر [ مناسب‌تر ] از اين صفت وصف نمايد » گفت : « درنگ نما و شتاب مكن ، آيا بهتر از گفتار حطيئه « 163 » مىشناسى ؟ [ گفتارى كه در آن ] كف دهان ناقه‌اش را وصف

--> ( 162 ) - آن دو بيت از ابيات قصيده معلّقه اوست . ( ديوان عنتره ، ص 127 ، و شرح المعلّقات السّبع ، ص 179 ) ( 163 ) - او جرول بن اوس شاعر جاهلى - اسلامى است . ( الشعر و الشعراء ، ج 1 ، ص 238 )